بسم الله الرحمن الرحیم
شما کاربران عزیز میتوانیدانتقادات و نظرات خود را بیان کنید تا به ان ها رسیدگی شود
ممنون از بازدید شما
موضوع ازاد و پیشنهاد های شما دوستان...ما را در سایت موضوع ازاد و پیشنهاد های شما دوستان دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: ابراهیم شمسی زاده بازدید: 90 تاريخ: دوشنبه 30 دی 1392 ساعت: 22:36
رستم مادر را بدرود گفت و رو به راه نهاد.
آن چنان شتاب داشت که دو روز راه را به یک روز طی کرد و گرسنه وتشنه به بیشه ای رسید.
در پی شکار گوری، کمند برگرفت و گور را اسیر کرد.
از اسب فرود امد رخش را در مرغزار به چرا وا گذاشت و خودگور را بر آتش بریان کرد و سیر بخورد.
چون شب فرا رسید بستری فراهم کرد و تن خسته بر آن رها کرد . در آن نزدیکی نیزاری بود ودر آن نیزار شیری خانه داشت.
چون پاسی از شب گذشتشیر به جایگاهشبازگشت.کنار نیزار پهلوانی خفته دیدو نزدیک پهلوان اسبی را به چرا مشغول.
نخست بر اسب حمله برد رخش روی دوپا بلند شد وبا دو دست چنان بر شیر ضربه زد که شیر بی حال نقش بر زمین شد.
سپس با دندان پشت شیر را گرفت و چندان آن را بر زمین فرو کوفت که جان بداد.
چون رستم بیدار شد و شیر را مرده دید، رو به رخش گفت:
چنین گفت که ای رخش نا هوشیار که گفتت که باشیر کن کارزار
اگرتو شدی کشته به دست اوی من این گرز واین مغفر جنگجوی
چگونه کشیدی به مازندران؟ کمند و کمان و گرز گران؟
موضوع ازاد و پیشنهاد های شما دوستان...ما را در سایت موضوع ازاد و پیشنهاد های شما دوستان دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: ابراهیم شمسی زاده بازدید: 77 تاريخ: دوشنبه 30 دی 1392 ساعت: 22:32
معالجه با عسل و دارچین
ما را در سایت موضوع ازاد و پیشنهاد های شما دوستان دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: ابراهیم شمسی زاده بازدید: 113 تاريخ: يکشنبه 8 دی 1392 ساعت: 23:26
روزی بود و روزگاری در شهری که بهلول زندگی میکرد یک نفر بود که همه به او اعتماد کرده بودند.
هر وقت مردم میخواستند به سفر بروند بیشتر اموال خود را نزد آن مرد می گذاشتند .
اما او از این اعتماد مردم سو استفاده کرد و هرکس برا گرفتن امانتش بازمیگشت میگفت موش ان را خورده.
روزی یک نفر جریان را برای بهلول تو ضیح داد و بهلول چاره ای اندیشید . او نزد شاه رفت و خواست که حکم حاکمیت بهلول را به او بدهد.
و او نیز خواسته ی بهلول را پذیرفت . و بعد رفت و میخواست خانه ی ان مرد را پایین بیاورد و مرد از او پرسید چرا این کار را میکنی ؟
بهلو گفت میخواهم ان موشان دزد را بکشم و مرد مجبور شد که امانت مردم را پس دهد.
اداستان ادامه دارد.....
موضوع ازاد و پیشنهاد های شما دوستان...ما را در سایت موضوع ازاد و پیشنهاد های شما دوستان دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: ابراهیم شمسی زاده بازدید: 110 تاريخ: يکشنبه 8 دی 1392 ساعت: 22:49
از جواب دادن به این سوالات لذت ببرید و پاسخ هایتان را با جواب های داده شده مقایسه کنید۱ )یک فروند هواپیما در مرز آمریکا و کانادا سقوط می کند. بازماندگان از سقوط را در کجا دفن می کنند؟کانادا آمریکا هیچ کدام..۲) یک خروس در بام خانه ای که شیب دوطرفه دارد، تخم می گذارد. این تخم از کدام طرف می افتد؟شمال جنوب هیچ کدام..۳ )خانمی عاشق رنگ قرمز است و تمام وسایل او به رنگ قرمز است. او در آپارتمانی یک طبقه که قرمزرنگ است، زندگی می کند. صندلی و میز او قرمزرنگ است.تمام دیوارها و سقف آپارتمان قرمزرنگ هستند. کفپوش آپارتمان و فرش ها نیز قرمزرنگ هستند.تلویزیون هم قرمز رنگ است. سریع پاسخ دهید که پله های آپارتمان چه رنگی هستند؟قرمز آبی هیچ کدام..۴ )پدر و پسری را که در حادثه رانندگی مجروح شده بودند، به بیمارستان می برند.پدر در راه بیمارستان فوت می کند ولی پسر را به اتاق عمل می برند. پس از مدتی دکتر می گوید من نمی توانم این شخص را عمل کنم، به علت اینکه او پسر من است.آیا به نظر شما این داستان می تواند صحت داشته باشد؟آری خیر هیچ کدام..۵ ) اگر چهار تخم مرغ، آرد، وانیل، شکر، نمک و بیکینگ پودر را با همدیگر مخلوط کنید، آیا کیک خواهید داشت؟آری خیر هیچ کدام..۶) آیا می توانید از منزلتان بالاتر پرش کنید؟آری خیر هیچ کدام..۷ ) یک کیلوگرم آهن چند گرم سنگین تر از یک کیلو گرم پنبه است؟۱گرم ۱۰۰گرم هیچ کدام..۸ ) مردی به طرف یک پلیس که در حال جریمه کردن اتومبیل بود، می رود و التماس می کند که پلیس جریمه نکند ولی آقای پلیس قبول نمی کند. به پلیس نه یک بار بلکه هشت بار بد دهنی می کند.جواب دهید که این مرد چند بار جریمه خواهد شد؟۸ بار ۹بار هیچ کدام ۹ ) اگر تمام رنگ ها را با هم مخلوط کنید، آیا رنگین کمان خواهیم داشت؟آری خیر هیچ کدام..۱۰ ) گرگی به بالای کوه می رود تا غرش شبانه اش را آغاز کند.چه مدت طول می کشد تا به بالای کوه برسد؟دو شب پنج شب هیچ کدام..۱۱) اگر به طور اتفاقی وارد کودکستان دوران کودکی تان شوید، آیا قادر به خواندن نوشتن و انجام جدول ضرب خواهید بود؟آری خیر هیچ کدام..۱۲) آیا امکان دارد یک نفر سریع تر از رودخانه می سی سی پی شنا کند؟آری خیر هیچ کدام..۱۳) آقای بیل اسمیت و خانم ژانت اسمیت از هم طلاق می گیرند. پس از مدتی خانم ژانت اسم اولیه خود را پس می گیرد.با این حال، پس از پنج سال با اینکه هنوز از آقای بیل اسمیت طلاق گرفته است، دوباره خانم ژانت اسمیت می شود. آیا این قضیه امکان پذیر است؟آری خیر هیچ کدام..14)آقای جیم کوک مشکوک به قتل است ولی وقتی که پلیس از او سوال می کند که در موقع قتل کجا بوده است، آقای جیم می گوید در خانه مشغول تماشای سریال مورد علاقه ام بوده ام. حتی جزئیات سریال را برای پلیس شرح می دهد.آیا این موضوع ثابت می کندکه آقای جیم بی گناه است؟آری خیر هیچ کدام..۱۵) یک شترمرغ تصمیم می گیرد که به وطنش بازگردد.چه موقع برای پرواز او به جنوب مناسب است؟بهار پاییز هیچ کدام..۱۶ ) جمله بعدی صحت دارد.جمله قبلی غلط است.آیا این قضیه منطقی است؟آری خیر هیچ کدام..۱۷) آیا امکان دارد که یک اختراع قدیمی قادر باشد که پشت دیوار را به ما نشان دهد؟آری خیر هیچ کدام..۱۸ ) اگر بخواهید یک نامه به دوستتان بنویسید، ترجیح می دهید با شکم پر یا با شکم خالی بنویسید؟پر خالی هیچ کدام
موضوع ازاد و پیشنهاد های شما دوستان...ما را در سایت موضوع ازاد و پیشنهاد های شما دوستان دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: ابراهیم شمسی زاده بازدید: 125 تاريخ: پنجشنبه 5 دی 1392 ساعت: 23:04